تبليغاتX

پلاک های خاکی
اللهم الرزقنی شهادة فی سبیلک تحت لواء ولیک

التماس دعای شهادت

+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
مادر شهید مفقودی که از بوی پیراهن، یوسفش را شناخت

یکی از خادمان شهدا روایت می‌کند: مادر شهید وارد سالن معراج شهدا شد، به پیکرهایی که جز تکه‌ای استخوان از آنها باقی نمانده بود، نگاهی کرد و در برابر چشمان حیرت‌زده ما مستقیم به طرف پیکر فرزند شهیدش رفت و گفت «من یقین دارم که این پسرم است؛ من مادرم و بوی بچه‌ام را احساس می‌کنم»...

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
کوله پشتی و پیراهن تکه تکه!

حدود هفت هشت سال پیش بود

حوالی طلائیه بچه های تفحص چند تا شهید رو تازه پیدا کرده بودن و داشتند آنها را به طرف یادمان می آوردند پاره های پیرهن و کوله پشتی شهدا هم همراهشون بود؛

از قضا یه کاروانی اومده بود که تیپ و ظاهر خوبی نداشتن، دختر بودن یه چندتایی شون یه جا جمع بودن و داشتن با وضعیت نامناسبی میگفتن و میخندیدن که در مسیر حرکت بچه های تفحص قرار داشتند.

نمیدونم چی شد، انگار اون بچه ها ناراحت شدن یا دلشون شکست یا هر چی که یکی شون کوله پشتی و پیرهن تفحص شده رو انداخت به سمت یکی از انها و با لحنی خون به دل گفت:

 اینا برای شما رفتن، اینم باقی مونده شون ...

نمی دونم چی شد اون خانوم ترسید، شوکه شد، یا هر چی، شروع کرد به جیغ زدن و گریه کردن و دویدن؛ غائله ای شد ...

خلاصه گرفتن و نشوندنش ...

... و آبی،

... و دعوت به آرامشی!

شنیدم که خواسته بود همونجا براش چادر پیدا کنن ...

می خواست از همونجا با چادر بره بیرون

برگرفته از افق های روشن

+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
می‌روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم

اونی كه خاك گلمُ
تو كربلا سرشته بود
رو پیرهنای شهدا
این جمله رُ نوشته بود:

می‌روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم

فاطمه مادر شماست
قسم به خون پاكتون
پلاك خونه‌ی خدا
شكسته‌ی پلاكتون

با ذكر یا زهرا مدد
رو خاك جبهه افتادین
با قطره‌قطره خون‌هاتون
این جمله رُ یادم دادین:

می‌روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم

بعضیاتون كه رفتید و
نیومده پیكرتون
می‌خواستین این‌جوری بشه
شاید مث مادرتون

سفارش شما به ماست
جون شما جون امام
تو وصیتنامه‌هاتون
همیشه بوده این كلام:

می‌روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم

محاله كه بعد شما
رو خونتون پا بذاریم
به فاطمه محاله كه
علی رُ تنها بذاریم

چی می‌شه كه همین شبا
با همه‌ی سینه‌زنا
یه شب جمعه بخونیم
با رهبرم تو كربلا:

می‌روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم

شعر از محمد رسولی

+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
زخم شانه (شهید مهدی باکری)
شهید مهدی باکری

خیلی اصرار کردم تا بگوید.

گفت: باشه وقتی رفتیم بیرون.

گفتم: امکان نداره. باید همین جا توی حموم بهم بگی.

زخم طناب بود. روی هر دو شانه ­اش.

قسمم داد و

گفت: تا من زنده­ ام نباید واسه کسی تعریف کنی­ ها.

...

زخم طناب بود. روی هر دو شانه­ اش.

از بس جنازه شهدا را آورده بود عقب.

                                                                  برگرفته از وبلاگ افق های روشن

+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
لعنت به عدو

فرقی نمی‌کند در کوچه‌های مدینه یا در خیابان‌های مـنامه؛ دســتِ شـرطـه‌های حـجاز هـــمـــیشه ســنگیـــن است...

لعنت به عدو که روح تقوا را کشت

ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت

باز آ و بگیر انتقامی سنگین

از آنکه ز راه ظلم زهرا(سلام الله علیها)را کشت

ـ

شهادت مظلومانه دخت نبوت،همسر ولايت،‌مادر امامت،

بانوي محشر ، صديقه طاهره ،‌راضيه مرضيه ،

حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را

خدمت همه شيعيان تسليت

عرض مي نماييم

لطفا کلیک کنید یاس نیلی

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
شهیدگمنام
دلم لک زده واسه محمود وند........

آخ که چه حال و هوایی داشتیم اونجا.....

تنها جایی بود که نسبت به بقیه جاها بیشتر بهم آرامش داد.......

کنار شهیدگمنامی که تازه تو عملیات تفحص پیداش کرده بودند واقعا حس عجیبی داشتیم

 


+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
دو کوهه یا هزار کوهه

گفتم : دوکوهه را می‌شناسی؟
پاسخ داد: آری.
گفتم :
سبب این نامگذاری چیست؟ چرا دوکوهه؟
گفت :
علتش را نمی دانم. ولی دو کوهش را می شناسم. [از جیبش عکسی بیرون آورد و ادامه داد:] همین دو عکسی که بر روی ساختمانش جلوه نمایی می‌کند. حاج همت و حاج احمد متوسلیان...


گفتم : پس اگر این چنین است، باید به احترام همه بسیجیانی که قدم در اینجا نهادند؛
 
هزار کوهه بنامیمش...




اگر بپرسند دو كوهه كجاست چه جوابی بدهیم؟بگوییم دوكوهه پادگانی است در نزدیكی اندیمشك كه بسیجی‌ها را در خود جای می‌داد و بعد سكوت كنیم؟ پس كاش نمی‌پرسیدی كه دوكوهه كجاست؟ چرا كه جواب دادن به این سوال به این سادگی‌ها نیست؛گفته‌اند (شرف المكان بالمكین)، اعتبارمكانها به انسانهایی است كه در آن زیسته‌اند و چه خوب گفته‌اند.دوكوهه پادگانی است در نزدیكی اندیمشك كه سالهای سال با شهدا زیسته است، با بسیجی‌ها و همه سر مطلب در همین جاست.
اگر شهدا نبودند و بسیجی‌ها ، آنچه می‌ماند، پادگانی بود در اندیمشك بازمینهای آسفالتی، خشك و كم دار و درخت، ساختمانهای معمولی، كوتاه و بلند وتیرك‌هایی كه بر آن پرچم نصب كرده‌اند.اما دو كوهه سالها با شهدا زیسته است، با بسیجی‌ها و از آنها روح گرفته است، روحی جاودانه.
دو كوهه مغموم است، اما اشتباه نكنید او جنگ را دوست ندارد، جمع با صفای بسیجی‌ها را دوست دارد، جمع شهدا را، آرزومند آن عرصه‌ایست كه در آن كرامات باطنی انسانها بروز می‌یابند.جا دارد كه دو كوهه مزار عشاق باشد،زیارتگاه عشاقی كه از قافله شهدا جا مانده‌اند

شهید سید مرتضی آوینی

+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
هفت سين بسيجي هاي شلمچه

بچه ها تحویل سال یادش بخیر شلمچه

چییده بودیم تو سفره سربند و یک سرنیزه


بچه ها خیلی گشتن تو جبهه سیب نداشتیم


بجای سیب تو سفره کمپوتشو گذاشتیم


تو اون سفره گذاشتیم یه کاسه سکه و سنگ


سمبه
به جای سنجد یه سفره رنگارنگ


اما یه سین کم اومد همه تو فکری رفتیم


مصمم و با خنده همه یک صدا گقتیم


به جای هفتیمن سین تو سفره سر میزاریم


سر کمه هر چی داریم پای رهبر می زاریم


+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |
دوکوهه . عشق . درد
از خوشگذرونه پرسیدن :

دوکوهه کجاست ؟

گفت : ما بین دوتا کوه میریم اسکی به اونجا میگیم دوکوهه !!!!

از پشت کوهیه پرسیدن :

گفت :ما تابستون پشت یه کوهیم ، زمستون پشت یه کوه به این جاباجایی میگیم : دوکوهه !!!!

اما...........

یه دوکوهه هم هست خیلی باصفاست...........باید بری جنوب ایران...........

از خوشگذرونه پرسیدن :

عشق چیه ؟

گفت : عشق این هفته رو سر جردن سوار کردم  !!!!

پشت کوهیه گفت :

عشق من ، دختر مَش مَمَدِ !!!!

اما...........

یه عشق هم هست که زن و بچت رو بسپاری دست خدا ، خودت بری رو مین...........

از خوشگذرونه پرسیدن :

درد چیه ؟

گفت : یه بار زنبور نیشم زد ، خیلی درد داشت !!!!

پشت کوهیه گفت :

یه بار یه سنگ افتاد روپام درد داشت !!!!

اما...........

یه دردم هست ، که بابات شهید بشه ، تو درس بخونی بری دانشگاه ،

بهت بگن دانشجوی سهمیه ای...........

 

نظر شما چیه ؟

شایدشب

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده تــوسط عاشق شهادت |